محمد يوسف حريرى
360
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى )
نگهدار ايمان . وفا كنندهء وعدهها . پناه دهندهء بندگان خداى تعالى است . و از امام صادق عليه السّلام آمده كه خدا را ازاينرو مؤمن گويند كه او مطيع خويش را از عذاب ايمن دارد . ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 150 - معارف و معاريف ) 3 . أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ( انفال - 4 ) گرونده به خداى تعالى و پيامبران خداوند و پذيرندهء شرايع آسمانى . كسى كه متصف به صفات ايمان باشد . اين كلمه در قرآن به صورت مفرد و جمع و مذكر و مؤنث ذكر شده كه برخى از آنها بر عظمت مقام و شموخ رتبهء مؤمن دلالت دارد و در برخى صفات و خصايص مؤمن بيان شده . ( معارف و معاريف ) مؤمن از يك سوراخ دوبار گزيده نشود هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ . آيا شما را بر او ايمن دارم چنانكه پيشتر بر برادرش ( يوسف ) ايمن داشتم . - لا يلدع المومن من حجر مرتين . از امثال كامنه ( مخفى ) قرآن مجيد است . ( الاتقان - ج 2 - ص 416 ) مؤمن آل فرعون « وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ » ( مؤمن - 28 ) از نزديكان فرعون و طبق گفتههايى پسر عمو يا پسر خالهء فرعون است و به نقلى نيز خازن فرعون بود كه دعوت حضرت موسى عليه السّلام را پذيرفت . برخى ايمان او را بعد از جريان ايمان ساحران مىدانند و برخى گفتهاند آنگاه كه مادر حضرت موسى براى تهيهء صندوقى براى پنهان كردن فرزند به او مراجعه كرد او بر سرّ تولد حضرت موسى آگاه شد و در صدد خبر دادن به مأموران فرعون برآمد ولى به قدرت الهى زبانش بسته شد و بدينسان حقيقت آن جناب را دريافت و ايمان آورد . او ايمان خود را آشكار نمىكرد ولى هنگامى كه دريافت با خشم شديد فرعون جان حضرت موسى عليه السّلام بخطر افتاده او را بياگاهانيد و سبب شد تا آن جناب از مصر خارج شود . ( تفسير نمونه - منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 73 و 85 و ج 9 ، ص 147 ) مؤمنون نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء مؤمنون موؤده ( م و و د ) وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ ( تكوير - 9 ) آن دختر كه عرب زنده در گور مىكرد . در جاهليت چنين رسم بود كه چون زن را وقت زادن مىرسيد كنار گودالى مىنشست ، اگر دختر مىزاد وى را در آن گودال مىافكند ( ناسخ التواريخ ، خلفا ، ج 4 ، ص 313 - قرآنپژوهى ، ص 563 - معارف و معاريف ) مهاجرين ( م ج ) وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ ( توبه - 100 ) عنوان مسلمانانى كه در عصر رسول اللّه از مكه به مدينه هجرت كردند . آنان كه بعد از سيزدهمين سال بعثت به فرمان آن حضرت مكه را به سمت مدينه ترك كردند . مهلت خداوند وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ( مزمل - 11 ) مهلت دادن خداوند بندگان را و تعجيل ننمودن در عقوبت آنها كه از سنن الهى و در قرآن و حديث مكرر از آن ياد شده است . ( معارف و معاريف )